تبليغاتX
خفنترین جفنگ
همه گیری
ایکه در ارزوی دیدارت غنچه نو شکفته بهار لحظات بوییدن نفست را تجسم

مینماید.ولی دیدار  تو را نتواند. نگاه کن که من چگونه در رنجش خاطره های

 غمگین سوهان روح توام.

ولی باز شکوفه های بهار به بزرگی وسعت دریایی خود راه رسیدن به من را

 در نظر دارند .من متعصب از غرور کذایی که پیدا کردن ان کذب محض تعالی

 است باز سرگردان رویاهای نارس خود می گردم.تو پر تلاشی ومن

خاموش.تو نسیم را سرمشقی و من سیاهی سایه های تو را دشمن.

تو نگاه روشنگرانه نتایج ایندگانی و من در حسادت امروز مغنی پیشرفت

تلاشگران. ولی به هم نمی رسیم  که تو در اوجی و من در نشیب.به امید

روزی که نشیب را هموار سازیم و اوج را در نوردیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط احسان  |