در جهانبینی معرفت شناسی گم گشته ایم.گم و ناپیدا:تا کجا؟تا انتهای
هستی .اما زیرکانه و نا اشنا.
همدیگر را کمتر میشناسیم وکمتر به هم ارج مینهیم.غار یار همیم ولی در
تصاحب مال و جاه .
تو نیکی میکنی اما ما بدان راه نمیرسیم که از نیکیهایت چند لقمه ای ناچیز
گریبان مارا بگیرد.
غر ولند ناکسان از ناکسی کوس رسوایی فرعونینان را در اساطیر زمان به
گوش ما نوازش میدهد.
ای رامشگر هستی.در نیاز های ما افتخار ملت سرود عاشقانه قله اوج
سربلندی است.بنمای انچه نیاز است ای بینیاز.
بینیاز باش تا نیازت در اوج نیازمندی ازمندت نکند.